الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

469

علل الشرايع ( فارسي )

باب دويست و نوزدهم سرّ اين كه زن محرم مىتواند شلوار بپوشد حديث ( 1 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه از محمّد بن الحسن الصفّار از حسين بن حسن بن ابان ، از حسين بن سعيد از صفوان ، از اسحاق بن عمّار ، از ابو بصير نقل كرده كه وى گفت : محضر مبارك امام صادق عليه السّلام عرض كردم : مردى محرمى به ساق پاى زنى نگريسته و محتلم شده حكمش چيست ؟ حضرت فرمودند : اگر توانگر و ثروتمند است يك شتر بايد بدهد و در صورتى كه متوسط الحال بوده يك گاو در عهده اش مىآيد و اگر فقير و ناتوان است ذمّه اش به يك گوسفند مشغول مىشود ، سپس حضرت فرمودند : اين كفّاره نه به خاطر اين باشد كه وى محتلم شده بلكه كفّاره مزبور را بر او قرار دادم چون به چيزى نظر كرده كه براى او نگريستن به آن حلال نبوده است . حديث ( 2 ) و با همين اسناد ، از حسين بن سعيد ، از فضاله و حمّاد و ابن ابى عمير ، از معاويه ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : هر گاه محرم شدى از كشتن تمام جنبندگان دورى كن مگر افعى و عقرب و موش امّا جواز كشتن موش : به خاطر آن است كه اين حيوان مشك را پاره مىكند و بسا اهل خانه را آتش مىزند . و امّا جواز كشتن عقرب : به خاطر آن است كه پيامبر خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم دست مبارك را در سوراخى كردند و عقرب آن را گزيد ، حضرت خطاب به آن فرمودند : خدا لعنت كند و تو را كه نه شخص صالح و خوب را وامىگذارى مىگذارى و نه فاجر را . و امّا مار ( افعى ) هر گاه اراده تو را نمود آن را بكش و اگر متعرّض تو نشده تو نيز متعرّضش مشو . و امّا سگگيرنده و حيوان درنده هر گاه قصد تو را نمودند البته آنها را بكش و در غير اين صورت كارى به آنها نداشته باش و امّا مار سياه بزرگ را در هر حال بكش و كلاغ را با تير از پشت شتر خود بزن و نيز فرمودند . كنه از شتر نبوده و جايش آن جا نيست پس مىتوانى از بدن شتر آن را بيفكنى ولى حلمه يعنى كرمكى كه در پوست شتر مىافتد جايش در همان جا است لذا انداختنش از بدن شتر و اسقاطش جايز نيست .